العلامة المجلسي
113
حياة القلوب ( فارسي )
وبعضي گفتهاند : أعم از هر دو است ، واين معنى أخير جامع ميان اخبار مىتواند بود ، كه در مثل اين حديث سابق ذكر اشراف افراد آنها شده باشد ، وتعليم همه به حضرت آدم عليه السّلام از براي بيان وفور قابليت وعلم أو بوده باشد « 1 » . واگر گويند كه : چون بر ملائكة ظاهر مىشد فضيلت آدم عليه السّلام بنا بر اين احتمالات كه مذكور شد به اينكه حق تعالى تعليم آدم نمود وتعليم آنها ننمود ؟ جواب گوئيم : ممكن است تعليم آدم در حضور ملائكة شده باشد به نحو اجمالي ، كه ملائكة قابل فهميدن به آن نوع از تعليم نبوده باشند ، ومراد ملائكة اين باشد كه ما نمىدانيم مگر چيزى را كه به تفصيل تعليم ما نمائى ، يا آنكه مراد از تعليم آدم اين باشد كه أو را قابليت استنباط أمور داده بود ، وملائكة قابل آن نوع از استنباط نبودند . ودر اين باب وجوه بسيار است كه اين كتاب محل ذكر آنها نيست ، وتفسيري كه امام عليه السّلام فرمودهاند محتاج به اين تكلّفات نيست ، ومؤيد اين : به دو سند معتبر منقول است از حضرت صادق عليه السّلام كه : حق تعالى تعليم فرمود به حضرت آدم نامهاى حجتهاى خود را همه ، پس عرض كرد ايشان را وايشان أرواح بودند بر ملائكة ، وفرمود : خبر دهيد مرا به نامهاى اين جماعت اگر راست مىگوئيد كه شما احقّيد به خلافت در زمين به سبب تسبيح وتقديس شما از آدم ؟ گفتند : سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ « 2 » . پس حق تعالى فرمود : اى آدم ! خبر ده ايشان را به نامهاى اين جماعت . پس خبر داد ايشان را به أسماء آن جماعت ، ومطّلع شدند بر بزرگى منزلت ايشان نزد خدا ، پس دانستند كه ايشان سزاوارترند به اينكه خليفههاى خدا باشند در زمين أو وحجتهاى خدا باشند بر مخلوقات أو ، پس پنهان گردانيد أرواح مقدسه را از ديدههاى ايشان وامر كرد ايشان را به ولايت ومحبت ايشان ، وگفت به ايشان كه : « نگفتم به شما
--> ( 1 ) . تفسير تبيان 1 / 138 ؛ مجمع البيان 1 / 76 ؛ تفسير فخر رازي 176 ؛ تفسير روح المعاني 1 / 225 . ( 2 ) . سورهء بقره : 32 .